تبليغاتX
log
دعا برای فرج(وبلاگ گروهی)
بهترین هدیه به آقا امام زمان(عج)
یکشنبه هفتم فروردین 1390 | مدیر

 

 

بهترين هدیه به آقا امام زمان عج الله ترک کردن یک گناه است

 

پس همه با هم یک هدیه به آقا تقدیم کنیم

 

 

توجه:

عزیزانی که تمایل به همکاری(نویسندگی) در این وبلاگ دارند می توانند ایمیل و یا شماره تماس خود را به صورت نظر خصوصی یا ایمیل ار سال نمایند تا یوزر نیم، پسوورد و شرایط نویسندگی را دریافت کنند.

 

دل نوشته(نظر) فراموش نشود.

 

هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ بلا مانع می باشد.

 

جهت استفاده از اشعار غنی این وبلاگ(بیش از ۲۰۰پست) از قسمت موضوعات٬ منوی قطعات ادبی نظم را انتخاب فرمایید.

 

 

 

 


نام و نام خانوادگی :
ایمیل:
شماره تماس :
آدرس سایت :
نام شهر شما :
نحوه ي آشنايي شما با ما :
عنوان پیغام:
پیغام :
لینک ثابت

شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | انسیه

روز مادر است…

 

بانو سلام!حال شما؟ روز مادر است

روز زنی که از همه مردان، سَری سَر است

 

روز شما که مادر زینب، حسن، حسین

نه!روز دختری ست که اُمّ پیمبر است

 

از آسمان صدای قدم هات می رسد

گوش فلک ز همهمه ی عرشیان کر است

 

حیف از تو و زنان قریش!! میزبان تو…

جمعی ز مریم، آسیه و ساره، هاجر است

 

یاس نبی! کبوتر دردانه ی علی!

هفت آسمانِ دل ز قدومت معطر است

 

تو ماه آسمان شدی، از تکه های تو

این یازده ستاره به گردت مدوّر است

 

شیرین و خسرو، لیلی و مجنون و عشقشان

با عشق بی بدیل شما کی برابر است

 

ای یکه تاز عشق! "تماشاچی" ات شدیم

حیران عشق "بازی" تو حقّ "داور" است

 

مادر بگو که دست مرا رد نمی کنی

این شعر هم "هدیه ی من روز مادر است"

 

گفتم مکان وعده؟؟!!…کجا پیشکش کنم؟!!

گفتی حریم دختر موسی بن جعفر است!

                                                                           رهگذر          

منبع 

لینک ثابت
مادر بهشت
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 | گنجشک برفی

فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب

فاطمه فخر زنان، روز حساب

فاطمه یعنی رضای کردگار

شاهکار خلقت پروردگار

ولادت حضرت فاطمه(س) مبارک باد.

مادر؛

زیباترین آهنگ عشق، دوستت دارم.

روزت مبارک.

لینک ثابت

جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 | انسیه

مولاي وقت آمدنت دير شد بيا                     
اين دل در انتظار فرج پير شد بيا                  

     

اين جمعه هم گذشت و ليكن نيامدي             

آيات غربتم همه تفسير شد بيا                  


هر شب به ياد خال لبت گريه مي كنم             

عكست ميان آينه تفسير شد بيا                  


در دفتر م به ياد تو نرگس كشيده ام             

نرگس هم از فراغ تو دلگير شد بيا              

                        

لینک ثابت
جمعه هم آمد
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 | انسیه

جمعه هم آمد ولی آن جمعه ی دلخواه نیست
    بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست   

عشق اینجا بین آدم ها غریب افتاده است

   در بساط خالی ما آه حتی آه نیست ...   


لینک ثابت
تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 | انسیه

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟

تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟

 

در پیشگاه قدس تو از خاک کمترم

بگذار خاک پای تو را توتیا کنم

 

امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!

من آمدم به درگه تو التجا کنم

 

با این زبان الکن و این طبع نارسا

هر جا روم برای ظهورت دعا کنم

 

جبریل مفتخر به گدایی کوی توست

لایق نیَم گدای تو خود را صدا کنم

 

با نامه ای سیاه به درگاهت آمدم

شاید تو را ز آمدن خود رضا کنم

لینک ثابت
روزی هزار بار دلت راشکسته ام
جمعه هشتم اردیبهشت 1391 | انسیه

روزی هزار بار دلت راشکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام

 

هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هربار این منم که در خانه بسته ام

 

هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام

 

لینک ثابت

چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 | انسیه
امروز جمعه نیست ؛

پس چرا  اندوهِ غروبِ جمعه ها  در سینه هاست ...




لینک ثابت
یـــا فاطمه
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 | گنجشک برفی
مادر دو بخش دارد

ما و در

و ما هر چه می کشیم ازین بخش دوم است ...

یاس را

در کوچه چیدند ؛

طوبا و رازقی ، در خانه خشکید .

«بنی هاشم اعضای یکدیگرند...»

لینک ثابت

یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 | انسیه

یا وجیهه عندا.. اشفعی لنا عندا..



هوالحبیب الذی ترجى شفاعته ***** لکل هول من الأهوال مقتحم


ترجمه :او دوستی است که در همه پیشامد ها و حوادث ناگوار امید شفاعتش می رود

این تصویر قفل درب خانه حضرت زهرا (س) در حرم شریف پیامبر است.

لینک ثابت

یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 | انسیه

میدان نبرد تو میان در و دیوار

تنگ است برای تو جهان در و دیوار

 

با قدرت یک ضربه که در باز نمی شد

از پشت در افتاد به جان در و دیوار

 

در باز شد و بسته شد آنقدر که آخر

خون تو تپید از ضربان در و دیوار

 

مسمار تو را از نفس انداخت وگرنه

قتل تو نبوده است توان در و دیوار

 

مسمار اثرش مُهر علی دوستی توست

بر روی تنت مانده نشان در و دیوار

 

از حیرت و از سوختگی در چوبی

وامانده از آن روز دهان در و دیوار

 

وقتی تو خودت حادثه را شرح ندادی

باید که شنیدش ز زبان در دیوار

 

صدبار هم این روضه اگر خوانده شود باز

سخت است به والله بیان در و دیوار...
لینک ثابت
هوای گرفته
شنبه دوم اردیبهشت 1391 | گنجشک برفی

چه بادی وزید از ته کوچه ها

که شهر مدینه هوایش گرفت؟


:::اللهم عجل لولیک الفرج:::

لینک ثابت
عصر جمعه
جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 | انسیه
دل مرده ام، قبول ... ای مسیح من!

یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن...

العجل ...


لینک ثابت
یـــا زهـــــرا
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 | گنجشک برفی

رخت عزا به قامت مهتاب می‌کند

خورشید را دو مرتبه بی‌خواب می‌کند

زود است ای کبوتر من! پرکشیدنت

داغ تو استخوان مرا آب می‌کند...

هادی ملک پور

لینک ثابت

چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 | انسیه

منی که روز و شب از اشک، چاره می نوشم

دلم گرفت، از این روزهای خاموشم

 

فراغتی که فراق تو را زپی دارد

هزار مرتبه سنگینتر است بر دوشم

 

بهار می رسد از راه آن زمانی که

رسد ز کعبه انالمهدی تو بر گوشم

 

سیاهی دلم از تو اگرچه دورم کرد

میان روضه ولی با تو زود می جوشم

 

بدون روضه ببین دست های سینه زنم

گرفته زانوی غم را میان آغوشم

 

هزار شکر که تا چند سال عیدم را

برای مادرت از ابتدا سیه پوشم

 

بقیع، گریه کن روضه های مادر توست

کنار تربت زهرا مکن فراموشم

 

محمد بیابانی

لینک ثابت
بهار انتقام
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 | انسیه

بهار انتقام

 

مجنون حریف غصه ی لیلا نمی شود

زخم فراق بی تو مداوا نمی شود

 

فالی زدم به حضرت حافظ جواب داد

بخت همیشه بسته ی ما وا نمی شود

 

آب از سرم گذشته در این موج بی کسی

ساحل حریف طعنه ی دریا نمی شود

 

من آمدم به درد دلم چاره ای کنی

حالا مگر به جان تو فردا نمی شود

 

قدری بیا و حال خراب مرا ببین

حالی بپرس کم ز تو آقا نمی شود

 

دلخوش به هیئتم که همیشه حضور تو

جز در هوای روضه ی سقا نمی شود

 

جان دو دست حضرت عباس جان مشک

آقا بیا که بخت دلم پا نمی شود

 

آقا به جان پهلوی زهرا ظهور کن

درد مدینه بی تو مداوا نمی شود

 

آقا شنیده ایم که بهار ظهور تو

بی انتقام حضرت زهرا نمی شود

 

علی اشتری

                                                       
لینک ثابت
باز هم
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | انسیه

به مناسبت فرا رسیدن ایام حزن و اندوه فاطمیه شعر زیر را تقدیم به ساحت مقدس امام زمان(عج) میکنم.

                               

 شکر می گویم خدا را چون که خوان فاطمه                 

باز هم گسترده شد بر شیعیان فاطمه

 

فاطمیّه آمد و دست مرا زهرا گرفت

تا که باشم چند روزی میهمان فاطمه

 

در میان مصحفش نام مرا هم او نوشت

روزی ام شد نوکری آستان فاطمه

 

با همه روی سیاهم آبرویم را نبرد

شد نصیبم موج عفو بی کران فاطمه

 

بر تنم رخت سیاه نوکری پوشیده ام

تا کمی باشم شبیه کاروان فاطمه

 

ما همه فرزند و او هم مادر ما شیعه هاست

شکر حق هستیم ما از دودمان فاطمه

 

آمدم هیئت برای مادرم گریه کنم

گریه بر عمر کم و قدّ کمان فاطمه

 

بسته ام احرام اشکم را که باشم مرهمش

در طوافم من به دور آشیان فاطمه

 

چند روزی می شود که مادرم در بستر است

بوی آتش می دهد باغ جنان فاطمه

 

انتقام او به دست ذوالفقار مهدی است

مهدی زهرا بیا... آقا... به جان فاطمه

 

با ظهور تو گره از کار شیعه وا شود

می شود پیدا مزار بی نشان فاطمه

 

                            محمد فردوسی                          

                                 

لینک ثابت
مســافــر
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | گنجشک برفی
دعا کنید بیاید مسافری که نیامد

وکوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد

دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را

غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد

شکسته بغض غرورم در انتظار عجیبی

دعا کنید بیاید مسافری که نیامد.
لینک ثابت
عمریست در هوای خودت گریه میکنی.
پنجشنبه دهم فروردین 1391 | انسیه

عمریست در هوای خودت گریه میکنی
عمریست با نوای خودت گریه میکنی

گاهی کنار تربت مخفی مادرت
بر خاک آشنای خودت گریه میکنی

یک شب کنار پنجره فولاد میروی
با حاجت ودعای خودت گریه میکنی

شبهای جمعه زائر شش گوشه میشوی
با یاد کربلای خودت گریه میکنی

با خواندن زیارت ناحیه تا سحر
با سوز روضه های خودت گریه میکنی

لایق نبوده ایم انیس غمت شویم
بادرد وغصه های خودت گریه میکنی

ماکه اهمیت به غیابت نمیدهیم
از غربتت برای خودت گریه میکنی

هرهفته نامه های مرا میزنی ورق
بر حال این گدای خودت گریه میکنی

کس تاب آن نداشته هم گریه ات شود
تنها تو پا به پای خودت گریه میکنی

لینک ثابت
شعر ولادت حضرت زینب کبری(س)
سه شنبه هشتم فروردین 1391 | انسیه

وقت نزول رحمت حق از سحاب شد

یعنی که جام دیده ی ما پُر شراب شد

 

مستی ما به رتبه ی اعلی رسیده است

آنگونه که دل همه ی ما خراب شد

 

زهراترین ستاره ی زهرا طلوع کرد

نوری دمید و قبلگه آفتاب شد

 

بعد از طلوع مِهر رخش دل جلا گرفت

در ذره ذره های دلم انقلاب شد

 

امشب خدا برای علی حیدر آفرید

زیباترین دعای علی مستجاب شد

 

"یک نیمه اش حسن شد و یک نیمه اش حسین"

از شدّت بزرگی اش عالی جناب شد

 

از بس که شأن و منزلتش پر بها بود

وحی خدا به حضرت ختمی مآب شد ...

 

... آمد ندا که نام دل آراش زینب است

این گونه شد که زینت بابا خطاب شد

 

منبع

لینک ثابت
حس جاری
پنجشنبه سوم فروردین 1391 | محمد جواد خراشادیزاده
در استقبال از بهار و سفر نوروزی رهبرم به مشهدالرضا(ع)

...

حسی عجیب حس پر از احتمال ها

حسی اسیر زمزمه ها و سوال ها

جاریست در دلی که غمین و شکسته است

مانند رودخانه ی شهر زلالها

آوای کیست اینکه چنین نعره می زند

بر رد پای خسته بال خیال ها

هان ای موذنان همه خاموش، بشنوید

فریاد آید از دم سرخ بلال ها

حال و هوای شهر من امشب چه دیدنیست

حسی شبیه لحظه سبز وصال ها

عشقم، تمام دار و ندارم، حبیب من

وصفت فرا تر از همه ی حس و حال ها

گفتی بهار با دم یک گل نمی رسد

حالا ببین چگونه شده حال کال ها

...

اما دریغ عشرتمان نقص دارد و

کامل نمی شود به بیان کمال ها

یک حرف مانده تا بشود عین و شین و قاف

یک بیت تا درست شود حرف فال ها

این گریه های لحظه ی آخر چه فایده

امسال نیز مثل تمامی سال ها...*


پ.ن ۱: این شعر مربوط به سال 1390 است.

پ.ن ۲: این بیت وام گرفته از این بیت آقای علی اکبر لطیفیان:

«این گریه های نیمه شعبان چه فایده/امسال نیز مثل تمامی سالها...»

منبع

لینک ثابت

سه شنبه یکم فروردین 1391 | انسیه

لینک ثابت
بهار نیست
سه شنبه یکم فروردین 1391 | انسیه

بهارنیست

 

احساس میکنم که نباشی بهار نیست

شعری میان دفتر این روزگار نیست

 

معطوف میشود به شما حس واژه ها

آقا خودت بگو مگر این افتخار نیست؟

 

من با سروده های همه شرط بسته ام

بیتی بدون نام شما ماندگار نیست

 

سین سلام سفره ی تحویل سال نو

معنای این قصیده مگر انتظار نیست؟

 

روزی ظهور میکنی و میرسد بهار

اما به ماه وسال و زمان اعتبار نیست

 

تقویم هم به گفته ام اقرار میکند

سوگند میخورد که نباشی بهار نیست

 

                                                 هدیه ارجمند

منبع

لینک ثابت

سه شنبه یکم فروردین 1391 | انسیه

امسال را بدون تو آغاز می کنیم

ای مهربان ما پدر ما بهار ما

قرآن و شمع و آینه و سبزه حاضر است

جای تو خالی ست ولی در کنار ما...

 

لینک ثابت

دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | گنجشک برفی

بـــی تـــو اینجــا همــه در حبــس ابـــد تبعیـدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همـــــان لحظــــه کــه از چشـم یقین افتادند
چــشـــم هـــای نگـــــران  آیـنـــه ی  تـــردیــدند

نشـــد از ســـایــه ی خــود هــم بگــریـزند دمی
هر چـــه بیهــوده به گـرد خـودشــان چــرخیدند

چــون بـه جز سـایه ندیدند کسـی در پـی خود
همـــه از دیــــدن  تنهــــایی خــود  تــرسیــدند

غــــرق دریـــای تــو  بودنـد ولــی مــاهــی وار
بــاز هـــم نـــام و نشـــان تــو زهــم پـرسیدند

در پـــی دوسـت همـه جای جهــان را گشتند
کــس نـدیـدنـد در آیینــه بــه خــود خنـدیـدنـد

سیـر تقویـم جلالی بـه جمــال تو خوش است
فصــل هـا را همــه با فــاصلــه ات سنجیـدند

تــــو بیــایــی همــــه ســاعتهــا و ثـانیــه ها
از همین روز ، همین لحظه ، همین دم عیدند

قیصر امین پور


:::اللهم عجل لولیک الفرج:::

لینک ثابت
ای عابر بزرگ که با گامهای تو
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 | انسیه

ای عابر بزرگ که با گامهای تو ...

از انتظار پنجره تجلیل می‌شود

                                   

تا کی سکوت و خلوت این کوچه‌های سرد

بر چشم های پنجره تحمیل می‌شود؟

 

آیا دوباره مثل همان سالهای پیش

امسال هم بدون تو تحویل می‌شود؟

 

بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو

بازار وزن و قافیه تعطیل می‌شود

 

(آنروز هفت سین اهورایی بهار

موعود! با سلام تو تکمیل می‌شود)

                                                 زهرا بیدکی            

منبع

لینک ثابت
امسال بیا بهار را حفظ کنیم
جمعه بیست و ششم اسفند 1390 | انسیه

یا اباصالح المهدی ادرکنی «عج»

امسال بیا بهار را حفظ کنیم

چشم و دل بی قرار را حفظ کنیم

جمعه نه، تمام هفته با ندبه ی خود

حیثیت انتظار را حفظ کنیم ...

لینک ثابت
غروب جمعه ها
جمعه نوزدهم اسفند 1390 | انسیه

شمیم شال سبزت این حوالی ست

کنار هفته های احتمالی ست

تمامش کن بیا آقای ندبه

غروب جمعه ها جای تو خالی ست

لینک ثابت
حیف از تو
جمعه نوزدهم اسفند 1390 | انسیه

نه صبر به دل مانده، نه در سینه قرارم
بگذار چو آتش ز جگر شعله برآرم

گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم
بگذار که من چشم به پایت بگذارم

یک لحظه بزن بر رخ من خنده که یک عمر
با یاد لبت خنده کنان اشک ببارم

خجلت کشم از دیده و از گریه ی عمرم
گر پیشتر از آمدنت جان بسپارم

بگذاشته ام بر روی خاک حرمت رو
شاید گنه از چهره بشویی به غبارم

حیف از تو عزیزی که منت یار بخوانم
اما چه کنم جز تو کسی یار ندارم

شامم شده تاریک تر از صبح قیامت
روزم شده بی روی تو همچون شب تارم

ای منتظر منتظران یوسف زهرا
پاییز شده بی گل روِی تو بهارم

دادند مرا دیده که روی تو ببیبنم
بی دیدن رخسار تو با دیده چه کارم؟

                     استاد حاج غلامرضا سازگار

لینک ثابت
لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا
چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 | انسیه

لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا
سالیانی ست که دل تنگ شماییم بیا

وسعتت در دل این ظرف  نشد جا ماندیم
تشنه از حسرت رویت لب دریا ماندیم

چشممان خشک شد از وسعت این بی اَبی
و  نداریم دگر طاقت این بی اَبی

در قنوت دلمان خواهش باران داریم
ندبه خوانیم و تمنای بهاران داریم

پس ببار ای پسر حضرت باران  بر ما
که ترک خورده زمین از اثر این گرما

دامن دشت شده سفره ی  راز دل ما
داغ آلاله نشانی ز نیاز دل ما

ما که در راه تو عمریست تمامی گردیم
گردبادیم و به دنبال شما می گردیم

چند جمعه دلمان را سر راهت آریم
تا بدانی که تمنای وصالت  داریم

شهرمان را ز رخ چون  قمرت  روشن  کن
کوچه ها را  پر  از نسترن و سوسن کن

آسمان خواهش یک جرعه نگاهت دارد
  نه که ما فاطمه  هم  چشم  به راهت دارد

                                                          

                                                                     ***صابر خراسانی***  

منبع 

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " دعا برای فرج(وبلاگ گروهی) " برای " مدیر " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم